تبليغاتX
موسیقی و آهنگ سازی
برای علاقه مندان موسیقی
اهمیت بخش باس در تنظیم قطعات - ۱
بدون شک ترانه و قطعات موسیقی زیادی وجود دارند که برای بسیاری از علاقمندان به نوازندگی، جذابیت لازم برای اجرا را دارند. مشکل اغلب هنگامی بوجود می آید که نوآموز موسیقی به نت قطعه مورد علاقه خود دسترسی نداشته باشد یا به نتی دسترسی دارد که برای ساز دیگری نتظیم شده است. در این نوشته سعی می کنیم تا حد امکان راهنمایی هایی برای تنظیم یک قطعه برای ساز سولو ارائه کنیم.
 
اما قبل از پرداختن به بحث اهمیت بخش باس در تنظیم برای تکنوازی یا یک گروه دو نفره، چند یادآوری و توصیه برای به روی کاغذ آوردن قطعه ارائه می کنیم.

موسیقی مورد علاقه خود را درک کنید
چه قطعه مورد نظر شما با کلام باشد چه نه، باید آنقدر آنرا گوش کنید تا جای جای آنرا درک کنید و بتوانید بسادگی از هر قسمتی که می خواهید ملودی آنرا زمزمه کنید. دقت کنید که درک یک قطعه کار یک روزه نیست و شما باید برای چند روز بصورت متوالی بارها قطعه مورد نظر خود را گوش کنید و فراز و نشیبهای آنرا به خاطر بسپارید.

ملودی را با ساز خود اجرا کنید و بنویسید
پس از فراگیری کامل ملودی باید سعی کنید آنرا روی کاغذ بیاورید، هرگز بدون نوشتن سعی نکنید یک قطعه را در ذهن تنظیم کرده بنوازید، (هرچند پس از کسب مهارت لازم اینکار عملی است) چرا که یک شنونده حرفه ای و گوش آشنا به موسیقی، براحتی می تواند میزانهای شما را بشمارد و متوجه خطاهای ساختاری شما شود. او به راحتی می تواند در موسیقی شما سکته های ساختاری را تشخیص دهد.
از آنجایی که در این نوشته می خواهیم به اهمیت نوشتن بخش باس برای تنظیم بپردازیم، برای اطلاع از نحوه نوشتن موسیقی به نوشته های قبل مراجعه کنید که توضیحات لازم راجع به آنها داده شده است.

ساختار موسیقی خود را تهیه کنید
دقت کنید که برای یک تنظیم آزاد و اجرای سولو احتیاجی به این نیست که موسیقی شما دقیقآ همانند نسخه ای باشد که آنرا گوش می دهید، بخصوص اگر فضای موسیقی را به سمت Improvise سوق دهید می توانید در جملات موسیقی دخل و تصرف کافی انجام دهید.

اگر ساده به موضوع نگاه کنیم هر قطعه موسیقی از چند جمله ملودیک مجزا تشکیل شده است که با در کنار هم قرار گرفتن آنها ساختار اصلی موسیقی شکل میگیرد. برای اینکار لازم است تا همانطور که در نوشته های "بیایید موسیقی بسازیم" بیان کردیم، از ترسیم جداولی برای مشخص کردن هارمونی و ساختار موسیقی استفاده کنیم. اینکار از مهمترین قسمتهایی است که باید انجام دهید چرا که در غیر اینصورت قطعه شما ساختار منسجمی نخواهد داشت.

آنچه هم اکنون داریم
اگر مراحل بالا را به درستی اجرا کنید، هم اکنون بخش ملودی یک قطعه را بصورت خام به همراه آکوردها، اما با ساختار منسجم و قابل اجرا در دست داریم. ممکن است شما بدون نیاز به استفاده از روشهای بالا از روی نتی که برای یک ساز دیگر تنظیم شده به این قسمت رسیده باشید. پس آماده ایم تا به قسمت اصلی مطلب یعنی تنظیم بپردازیم.

فرض می کنیم تنظیم برای سازی مانند پیانو انجام می گیرد؛ که البته می تواند برای گیتار و سازهای مشابه که امکان اجرای ملودی و همراهی را توام می دهند، کاربرد داشته باشد. تنظیم را بگونه ای انجام می دهیم که مسئولیت اجرای بخش باس نیز با ساز پیانو باشد.


Dark Eyes
مقدمه پیشنهادی برای تنظیم قطعه "گل گلدون"

زیبایی در اجرای شلوغ نیست
اگر هم باشد، شرط لازم نیست. به بیان دیگر بخصوص برای نوآموزان موسیقی و نوازندگی، یک قطعه زیبا می تواند تنظیم کاملآ ساده ای داشته باشد. بنابراین بخاطر داشته باشید که در تنظیم قطعه سعی کنید تا بخش همراهی را ساده اما بدور از یکنواختی انتخاب کنید.
مقدمه ای برای قطعه در نظر بگیرید
مقدمه موسیقی را سعی کنید با حال و هوایی کاملآ متفاوت از آنچه می خواهید تنظیم اصلی داشته باشد، تهیه کنید. در این نوشته سعی می کنیم روی ترانه زیبا و آشنای "گل گلدون" کار کنیم.

به آنچه در ایینجا برای نمونه تهیه شده است نگاه کنید. به سادگی اجرای دست چپ که همراهی موسیقی ما را برای مقدمه تشکیل می دهد دقت کنید. ببینید که چگونه بجز میزانهای چهارم هر بلوک چهارتایی با چه نتهای ساده ای این عمل انجام شده است.

در اجراهای سولو عمومآ برای مقدمه حالت ریتمیک در نظر گرفته نمی شود، بنابراین این هشت میزان نباید به گونه ای تنظیم شود که انرژی جنبشی بیش از حد داشته باشد.

میزانهای چهار و هشت نیز برای بوجود آوردن یک حالت پاساژ با نتهای چنگ تزئین داده شده اند. دقت کنید که این پاساژها هر دو روی نتهایی فرود می آیند که در میزان بعدی قرار است بعنوان بخش باس اجرا شوند.

به چهار میزان از مقدمه تنظیم نمونه ترانه "گل گلدون" توجه کنید و به تفاوت آن با تنظیم قسمتهای بعد دقت کنید. همچنین به بخش باس پس از مقدمه توجه کافی داشته باشید که در نوشته بعد به آن خواهیم پرداخت.

audio.gif قسمتی از ترانه تنظیم شده

فراموش نکنید که در انتخاب و نحوه اجرای آکوردها آزا هستید
از آنجایی که اجرا سولو است و قرار نیست سازی با شما همراه ی کند بنا براین به این نکته دقت کنید که در انتخاب و اجرای آکوردها آزاد هستید. بخصوص اگر خود را ملزم به تنظیم اجرایی شبیه به نسخه اصلی نمی دانید از این فرصت باید نهایت استفاده را بکنید.

بنابراین از این موضوع استفاده کنید و حتی اگر نمی خواهید یا نمی توانید آکوردها را عوض کنید و جایگزینی برای آنها پیدا کنید، حداقل از معکوس های آنها در تنظیم خود استفاده کنید.

نکته مهم دیگر آنکه حتی الامکان آکورد ها را توسط دست چپ بصورت کامل اجرا نکنید، اجرای همزمان همه نتهای آکورد و یا آرپژهایی که با نتهایی هم کشش صورت می گیرد از ابتدایی ترین نوع تنظیم ها است که چندان کیفیت خوبی به کار شما نخواهد داد. اگر اصرار دارید که همه نتهای آکورد اجرا شود، نت های آنرا بین دو دست تقسیم کنید. به این موضوع در قسمت بعدی نوشته بیشتر خواهیم پرداخت.

بعنوان مثال در میزان اول هارمونی را روی Gm7 در نظر گرفتیم و صرفآ به اجرای دو نت سل و فا به عنوان همراهی اکتفا کردیم. ملودی خود نتهای "ر" و "سی بمل" را اجرا می کند. مطمئن باشید که در این حالت موسیقی خوش صدا تر خواهد بود.

در نوشته بعد به بررسی نحوه تنظیم مابقی قطعه مورد نظر با تاکید بر چگونگی استفاده بهینه از بخش باس خواهیم پرداخت.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 14:19  توسط آشیل  | 

موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر-۱

Arthur Schopenhauer 1788-1860
Arthur Schopenhauer 1788-1860

واگنرگوید: شوپنهاوئر نخستین کسی است که با روشن بینی فلسفی وضع موسیقی را درمیان هنرهای زیبای دیگر شناخت و تعیین کرد.

آرتور شوپنهاوئر، فیلسوف بزرگ آلمانی، به سال ۱۷۸۸ در دانتزیگ متولد شد و در سال ۱۸۶۰ در فرانکفورت را در سال درگذشت. پس از پایان تحصیلت در رشته فلسفه، شاهکار خود کتاب ۱۸۱۸ نوشت و آن را انتشار داد. ولی کتاب وی مورد استقبال قرار نگرفت و پس از سالها فقط چند نسخه آن به فروش رفت. تنها پس از حدود سی سال از انتشار کتاب مزبور در حدود سال ۱۸۴۸ بود که فلسفه او مورد استقبال قرار گرفت و ناگهان به اوج شهرت رسید.

شوپنهاوئر خود را جهان- میهن می دانست و هرگز یک ملت باور( ناسیونالیست) آلمانی نشد. وی فرهنگی بسیار پهناور داشت و نویسنده ای زبردست بود. او هرگز ازدواج نکرد. وی ادعایش اینست که حقیقت را از افلاطون ، بودا وکانت دریافته است.  برای ورود به نظریات او درباره هنر و موسیقی و اهمیت و ارزش آن باید مختصری از مبانی، مفاهیم و نتایج فلسفی او بیان شود.

شوپنهاوئر نتیجه می گیرد که چون جهان همه اراده است و ذات مطلق از عالم وحدت و سکون به عالم کثرت و حرکت آمده است، باید همه شر و درد و رنج باشد:

- برای آنکه اراده بذاته خواست و طلب است و خواهش و درخواست او بیش از وسع و اندازه اوست. در مقابل هر آرزویی که برآورده شود، ده آرزوی نابرآورده وجود دارد. میل و طلب را نهایت نیست؛ ولی کامیابی محدود است.

- همچنین زندگی شر است برای آنکه رنج مایه و حقیقت اصلی آنست و لذت فقط امری منفی است و عبارت است از فقدان رنج و به قول ارسطو، مرد خردمند در جستجوی لذت نیست؛ بلکه در بند رهایی از غم است.

- زندگی شر است برای آنکه به محض اینکه شخصی از درد و طلب رهایی یافت، ملول و کسل می گردد و در جستجوی سرگرمی برمی آید؛ یعنی رنج بیشتری. بنابراین زندگی مانند آونگی میان رنج و کسالت در حرکت است.

- زندگی شر است برای آنکه هرچه موجود زنده کاملتر و هوش و دانشش افزونتر شود، رنج بیشتر می گردد و در انسان به بالترین درجه خود می رسد. پیشرفت دانش راه حل این مساله نیست.

- بالاخره بالاتر از همه، زندگی شر است برای آنکه زندگی مبارزه و جنگ است. هر جای طبیعت که بنگریم، مبارزه و رقابت و پیکار می بینیم و همه جا تناوب مرگبار پیروزی و شکست به چشم می خورد. هریک از انواع برای به دست آوردن مایه و زمان و مکان انواع دیگر می جنگد.

و شوپنهاوئر اشاره به شرور زیادی در جهان می کند که در این مختصر نمی گنجد. به عقیده شوپنهاوئر بنیاد اخلاق شفقت و احساس همدردی از مشاهده رنج دیگران است.

با این حال تکلیف چیست و آیا این درد را درمانی هست؟
از اینکه به عقیده شوپنهاوئر اصل و حقیقت جهان اراده و نفس است و علم و عقل فرع و عرض می باشند و نفس بر عقل غالب است، نباید چنین پنداشت که او این امر را می پسندد و نیکو می داند؛ بلکه به کلی عکس این است. نمی توان بر رنج و شر حیات پیروز شد مگرآنکه اراده تابع عقل و علم شود.
و شوپنهاوئر در مورد لزوم بکارگیری عقل و اندیشه و کسب معلومات در زندگانی برای سلطه بر نفس و اراده و خواهش بیانات مفصل دارد که در این جا مجال برای تفصیل ندارد.

ژرف اندیشی هنری
ریشه تمام شرها نزد شوپنهاوئر بندگی خواست است و فرمانبری از خواست زندگی. شوپنهاوئر برای گریز از بندگی خواست، دو راه پیشنهاد می کند که یکی چندگاهی(موقت) و جزیی است و واحه ای است در صحرا ، و دیگری دایم و کلی. راه نخستین ژرف اندیشی هنری (مستغرق شدن در هنر و مظاهر زیبایی) و راه هنر است و دومین، طریق پارسامنشی و راه رستگاری و در نهایت یکی شدن با وجودکل و رسیدن به آرامش مطلق می باشد و در این قسمت و مواردی دیگر تحت تأثیر بودا است. راه دوم موضوع بحث ما نمی باشد؛ پس {در قسمت بعد}به نخستین می پردازیم
.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 19:48  توسط آشیل  | 

بیاید موسیقی بسازیم-۳          

یادآوری
در نوشته اول 8 میزان با هارمونی ساده ای که فقط از آکوردهای G و D7 تشکیل شده بود نوشتیم و میزان هشتم را روی G تمام کردیم. در نوشته دوم برای انجام مدولاسیون چهار میزان به 8 میزان قبلی افزودیم و هارمونی 8 میزان اول را هم بصورت دو میزان G و دو میزان D7 تغییر دادیم.

دیدم که در چهار میزان هارمونی برای مدولاسیون بصورت کاملآ اختیاری می توان از G شروع کرد و در نهایت روی آکورد F#dim فرود آمد، چرا که آکورد F#dim به راحتی تمایل به حل شدن در Gm دارد.

نکته ای که تذکر مجدد آن می تواند مفید باشد این است که در تهیه ملودی برای 8 میزان اول با استفاده از حرکاتهای تا حد ممکن متصل، بیشتر پیوسته و بدون پرشهای بزرگ استفاده شد ولی برای مدولاسیون بیشتر به استفاده از تکنیک های آرپژ روی آکوردها تاکید شد. همچنین دقت کنید که برای آنکه هشت میزان اول حالت جمله موسیقی داشته باشد آنرا بصورت دو بلوک چهارتایی متقارن تهیه کردیم. در هر صورت برای یادآوری بهتر است نتیجه آنچه در نوشته های قبل تهیه شد را در این مو سیقی و نت مرور کنیم :

audio file 12 میزان موسیقی تهیه شده که از G شروع می شود و به F#dim ختم می شود

- نت کامل 12 میزان ملودی تهیه شده در سل ماژور

Gm Cm F#dim D7 Gm Cm F#dim D7
Gm Cm F#dim F#dim F#dim D7
طرح هشت میزان ملودی در سل مینور
 
8 میزان در سل مینور
می توان این هشت میزان را علاوه بر اینکه در تنالیته جدید سل مینور اجرا کرد، شامل تغییراتی چون تمپو یا نحوه همراهی - دست چپ - و ... نیز نمود، اما برای سادگی در حال حاضر این انتخابها را کنار می گذاریم و صرفآ تغییرات ساده ای در نحوه نگارش ملودی می دهیم.

همانطور که در شکل می بینید طرح این هشت میزان از لحاظ هارمونی بسیار ساده است و تنها از آکوردهای Gm ، Cm ، F#dim و D7 استفاده شده است.

انتخاب این هارمونی ها یا بقولی این توالی آکورد کاملآ به سلیقه شما برمی گردد و انتخابی که در اینجا ارائه شده است از ساده ترین ها است. بعنوان مثال مشاهد می کنید که وصل Gm به Cm از طریق دایره پنجم ها صورت گرفته و یا وصل Cm به F#dim به علت داشت دو نت مشترک کاملا خوش صدا است و همچنین وصل F#dim به D7 و ...

بنابراین مشاهده می کنید که تنها تغییر مهمی که در این 8 میزان از لحاظ هارمونی رخ داده است آن است که هر میزان به دو قسمت مساوی تقسیم می شود و دو آکورد را در خود می گنجاند. این تغییر رفتار هارمونی در هر میزان می تواند تا اندازه ای موسیقی را از یکنواختی خارج کند.

تغییر ریتمیک در نگارش ملودی برای جلوگیری از یکنواختی
ملودی های 12 میزان قبل به غیر از دو میزان آخر که هدف کم کردن ظاهری تمپو بود، اغلب با نتهای دولا چنگ تهیه شده بودند و حرکت هایی روی هارمونی و تقریبآ نزدیک به پیوسته داشتند. باید سعی کنیم برای جلوگیری از بوجود آمدن یکنواختی تغییراتی در نحوه نگارش این قسمت بوجود بیاوریم.

ایده تغییر آن است که کشش نت ها را بیشتر کنیم. بعنوان مثال در ساخت ملودی این قسمت از نتهای چنگ و یا حتی سیاه تریوله استفاده کنیم. این انتخاب کاملآ آزاد است و ممکن است شما انتخاب دیگری داشته باشید و یا اصلآ به همان روش قدیم - نت های دولا چنگ - تهیه ملودی را ادامه دهید.

نکته مهم دیگر آن است که اگر شنونده یک تغییر ریتمیک را احساس کند، بدون شک حتی اگر در نوشتن ملودی زیبا نا توان باشیم می توانیم تا حدی مانع از ایجاد یکنواختی برای او شویم، بنا براین سعی کنید در ساخته های خود همواره این موضوع را رعایت کنید.

تغییر دیگری که در نگارش ملودی این بخش به آن توجه شده است، استفاد از فاصله های ششم برای نوشتن ملودی است که در جای خود تاثیر مثبت قابل ملاحظه ای بر روی شنونده بجا خواهد گذاشت.


ملودی تهیه شده برای چهار میزان اول، به تقارن میان دو میزان اول با دو میزان دوم دقت کنید.

بازهم رعایت تقارن
همانند نوشته های قبل سعی می کنیم در یک بلوک چهارتایی تا حد ممکن تقارن را رعایت کنیم، در اینصورت موسیقی بیشتر به گوش خواننده آشنا خواهد آمد و برای او جذابتر است. بنابراین همانطور که در هارمونی دو میزان، دو میزان، تقارن را رعایت می کنیم در چهار میزان اول چنین ملودی ای را پیشنهاد می کنیم.

در چهار میزان دوم نیز باید دقت کنیم که شرایط هارمونیک باید بگونه ای تهیه شود که بتوان بعد از آن به راحتی روی سل ماژور ملودی اجرا کرد بنابراین هارمونی دو میزان اول این بلوک چهارتایی را همانند دو میزان اول بلوک چهارتایی اول در نظر می گیریم و دو میزان دوم را روی F#dim و D7 ادامه می دهیم تا بتوانیم به راحتی روی سل ماژور ادامه دهیم.


بلوک چهارمیزانی دوم

ملودی ای که در این قسمت نوشته ایم نیز تا حدی تقارن دارد اما از نوع آینه ای، به شکل دقت کنید متوجه می شوید که در انتها ملودی اشاره ای به آکورد D7 دارد. به این نکته نیز دقت کنید که چگونه در ضرب اول تمام میزان ها ملودی و همراهی همخوانی هارمونیک روی آکورد دارند، این نکته بسیار مهمی است که قطعه شما را ساده تر قابل قبول می کند. (در واقع این موضوع شرط لازم نیست، ممکن است شما رعایت چنین چیزی را نکنید و نتیجه بسیار زیبا شود، اما برای شروع کار رعایت آن به ساخت ملودی زیبا کمک بیشتری می کند.)

audio file 20 میزان از موسیقی تهیه شده در سه نوشته اخیر

- نت کامل 8 میزان ملودی مینور تهیه شده

حرکات کروماتیک
در میزان چهارم از قسمتی که در این نوشته تهیه کرده ایم در ملودی از حرکت کروماتیک استفاده کردیم، این تنها بخاطر ایجاد نوعی نقطه Climax یا اوج موضعی است. Climax می تواند با پرش بلند، بالابردن تمپو یا شدت صدا و ... تهیه شود. در اینجا ما با استفاده از دو ضرب حرکت ملودی بصورت کروماتیک این حالت را ایجاد کرده ایم. نکته جالب آن که در قسمت دست راست از حرکت کروماتیک با نت های سیاه تریوله و در قسمت دست چپ از نتهای چنگ با حرکت کروماتیک استفاده کرده ایم که نتیجه آن یک Climax موضعی قابل قبول شده است.

در نوشته آینده هشت میزان انتهایی این قطعه را خواهیم نوشت و به این ترتیب اولین قطعه موسیقی خود را به پایان می رسانیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 11:55  توسط آشیل  | 

سرنوشت سازان  با پاهای استوار پیش میروند

Beethoven

بتهون انسان ناشناخته اي نيست که به معرفي او پرداخته شود.او يکي از عميق ترين قدرت هاي آفرينش است که به صورت انسان نموده شده است. نيرويي بي پايان ، فياض و تسليم ناپذير ، نيرويي که همچون پرومته مقتدر و لا يزال است.پرومته اي که همه زنجير ها را مي گسلد و همه موانع در مقابل اراده او خرد مي شود.وي همچون يک انسان ، يک هادي ، يک آموزگار رنج ها را تحمل مي کند و به قيمت درد هاي گرانبار خود چون آفتاب بر همه مي تابد و گرمي و حرارت مي بخشد.

بتهوون شکل مجسم هنر است ، شخصيت او دست نيافتني و هنرش خارق العاده است. گويي تقدير آنچنان که برگزيدگان را مي آزمايد او را آزموده تا سربلند و پيروز در رديف انسان هايي جاويدان قرار گيرد.

موسيقي بتهوون يک موسيقي بشري است و الهام او از زندگي ، طبيعت و همه چيزهايي است که به انسان ها تعلق دارد.

 

متن کامل زندگی نامه

 

 هنر عالي و شکوهمند قلمرو هنرمندان هم سنگ است. انديشه بشري يک قله دارد .نگاه خداوند بر اين قله فرود مي آيد ، انسان مي کوشد تا بدان دست يابد.

در هر قرن سه يا چهار نابغه مي توانند به قله برسند. ديگران از پايين با نگاه آنان را دنبال مي کنند . اين مردان بزرگ از کوهستان سربلند بالا مي روند . ميان ابر ها از چشم ناپديد مي شوند و پس از مدتي باز پديدار مي گردند. همه در کمين ايشان هستند و کوشش و کارشان را مشاهده مي کنند.

آنان از پرتگاه ها عبور مي کنند. اگر قدمي به خطا بردارند  و پايشان بلغزد ، تماشاگران خوشحال مي شوند و بدشان نمي آيد يکي از آنان فرو افتد .

گروهي از حادثه جويان مي کوشند تا در پي آنان روان شوند ، اما پيشگامان ديگر از نظر نهان شده اند و از دور دست ها تنها نقطه هايي سياه بنظر مي رسند. 

 

متن کامل این مقاله

 

 

قسمتی ار سمفونی شماره ۵ بتهوون اجراء فن کاریان

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 14:32  توسط آشیل  | 

نوای ویلنسل یو یو ما  اجرای

قطعاتی از انیو منیکونه Plays Ennio Morricone

......................گوش کنید

  Windows Media
1. The Mission: Gabriel's Oboe Listen Listen Listen
2. The Mission: The Falls Listen Listen Listen
3. Giuseppe Tornatore Suite: Playing Love from The Legend of 1900 Listen Listen Listen
4. Giuseppe Tornatore Suite: Nostalgia from Cinema Paradiso Listen Listen Listen
5. Giuseppe Tornatore Suite: Looking for You (Love Theme) from Cinema Paradiso Listen Listen Listen
6. Giuseppe Tornatore Suite: Malena (Main theme) Listen Listen Listen
7. Giuseppe Tornatore Suite: Remembering (Ricordare)* Listen Listen Listen
8. Sergio Leone Suite: Deborah's Theme from Once Upon A Time In America Listen Listen Listen
9. Sergio Leone Suite: Cockeye's Song from Once Upon a Time in America Listen Listen Listen
10. Sergio Leone Suite: Main Theme from Once Upon a Time in America Listen Listen Listen
11. Sergio Leone Suite: Main Theme from Once Upon a Time in the West Listen Listen Listen
12. Sergio Leone Suite: Ecstasy of Gold from The Good, the Bad, and the Ugly Listen Listen Listen
13. Brian DePalma Suite: Main Theme from Casualities of War Listen Listen Listen
14. Brian DePalma Suite: Death Theme from The Untouchables Listen Listen Listen
15. Moses and Marco Polo Suite: Journey from Moses Listen Listen Listen
16. Moses and Marco Polo Suite: Theme from Moses Listen Listen Listen
17. Moses and Marco Polo Suite: Main Theme from Marco Polo Listen Listen Listen
18. The Lady Caliph: Dinner Listen Listen Listen
19. The Lady Caliph: Nocturne Listen Listen Listen

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 12:37  توسط آشیل  | 

موسیقی در دوران ساسانیان

دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.
گستره امپراتوری ساسانیگستره امپراتوری ساسانی

بطوری که در تاریخ ایران آمده است این تنها نام مشاهیر هنری دوره ساسانی است که باقیمانده و از مشاهیر دوره های قبل، حتی نامی هم در بین نیست. تا جایی که عده ای به وجود نوابغ علوم و هنر در ایران تا پیش از این اعتقاد ندارند و ایرانیان قدیم را تنها افرادی که دارای استعداد نظامی و اقتصادی بودند، می شناسند.

با ظهور شخصیت هایی همچون مانی و مزدک، انواع ادبیات هنری (غیر شعری) و هنرهای ظریفه رشد پیدا کرده و طرفدارانی را به خود جلب کرد. در این میان می توان به نقاشی های مکتب مانی، کتابهایی نظیر کارنامه اردشیر بابکان، خداینامه (خواتای نامک) و دهها اثر دیگر که از آن دوره برجای مانده است اشاره کرد.

اردشیر بابکان طبقات مختلف موسیقیدانها را نیک می شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکام سرایی چیره دست بود.

با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقیدانها، مردم نیز بتدریج علاقمند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقیدانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقیدان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین نیز از همان زمان برای ما به یادگار مانده است. همچنین نام بسیاری از الحان سازنده موسیقی و سازهای آن زمان.

قلعه اردشیر در فیروزآباد فارس
قلعه اردشیر در فیروزآباد فارس
 
اردشیر بابکان
رواج موسیقی در عصر ساسانی با نام اردشیر بابکان تداعی می شود. اردشیر بابکان طی سلطنت خود که کمتر از بیست سال بود (241-226 میلادی) ، ایران را به مدارج بالایی از نظم و اعتبار جهانی رساند.

تعیین نظام طبقاتی مردم و همچنین موسیقیدانها از ابتکارهای او بود. در این زمان خنیاگران و رامشگران که از دیرباز جزو طبقات متوسط و گاهی حتی پست جامعه بودند، به سطح درباریان ترقی داده شدند. او درباریان را به هفت طبقه تقسیم کرده بود که موسیقیدانان در طبقه پنجم محسوب می شدند.

آرتور کریستین سن مستشرق اروپایی که در باره تمدن ایران در عهدد ساسانی تحقیقات زیادی انجام داده است با تحسین و تعجب می نویسد :

"در زمان حکومت ساسانیان و اردشی، خنیاگران (نوازندگان و سازندگان) در ردیف مامورین عالیربته دولت بودند."

علامه عباس اقبال آشتیانی می نویسد :

"موسیقی در ایران قدیم، رونق بالنسبه کامل داشته است. اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی در موقعی که درباریان و اعیان حضرت خود را به طبقات ممتاز تقسیم می نمود، مطربان و مغنیان را طبقه مخصوصی قرار داد و در میان طبقات ایشان را مقامی متوسط اعطا فرمود."

شکار بهرام گور
مینیاتور از صحنه شکار بهرام گور
 
بهرام گور
بهرام گور پانزدهمین پادشاه ساسانی بود، او در نوجوانی با فرهنگ و ادب و هنر کشورهای دیگر آشنا شد و طبق رسم اشراف زادگان آن زمان، بعد از یادگیری علوم و فنون مختلف، موسیقی آموخت.

بهرام مردی جنگاور بود که بی اندازه به موسیقی علاقه داشت. بطوریکه بعد از نشستن به تخت پادشاهی اولین کاری که کرد رسیدگی به وضع موسیقیدانان و تامین رفاه آنها بود. او موسیقیدانها را از لحاظ مقام و رتبه بالاتر برد و گروهی از آنها را به طبقه اول برنشاند. جانشینان بهرام تا انوشیروان نیز این رسم را برپا داشتند.

علاقه بهرام گور به موسیقی به حدی بود که هنرمندان بزرگ را با مطربان برابر می نشاند و به دلخواه خود تعیین رتبه می کرد. تا جایی که اسباب ناخشنودی عده ای را فراهم می ساخت! او هرکس را که مایه خوشنودی خود می دید برتر می نشاند.

ابو منصور ثعالبی صاحب کتاب "غررالاخبار ملوک الفرس" آورده است که :

"بهرام گور چهارصد نوازنده را از هند به ایران خواند، و این هنرمندان را بر سایر طبقات مقدم شمرد. این هنرمندان به نام لولی یا سوری نامیده می شدند. آنان شوخ و ظریف بودند و در هر کوی و برزن، شهر و روستا برای مردم ساز می نواختند و می خواندند."

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 19:16  توسط آشیل  | 

بیاید موسیقی بسازیم

در نوشته قبل مشاهده کردید که چگونه بسادگی می تواند با تشکیل بلوکهای چهارتایی و انتخاب هارمونی برای آنها موسیقی ساده ای را تهیه کرد. در این قسمت سعی می کنیم برخی تکنیک های دیگر از جمله استفاده از مدولاسیون را برای توسعه و گسترش طرح موسیقی خود ارائه دهیم.

هرچند یک تم را بسادگی می توان طی میزانهای طولانی گسترش داد و در بیش از هشت میزان از آن استفاده کرد، اما فرض کنید که می خواهید در موسیقی نوشته شده قبلی، مدولاسیون انجام دهید و فضا را تغییر دهید.

اولین چیزی که به ذهن خطور می کند انتخاب تنالیته جدید است، چون تنالیته ابتدایی سل ماژور است، سل مینور می تواند یکی از اولین انتخابها باشد، شاید هم می مینور که مینور نسبی گام سل ماژور است. رفتن به می مینور به مراتب ساده تر است از سل مینور لذا، نحوه رفتن به این گام جدید را به شما واگذار می کنیم و در این نوشته سعی می کنیم به گام جدید یعنی سل مینور برویم، به این نوع از مدولاسیون موازی یا Parallel Key گفته می شود.

G G D7 D7
G D7 D7 G
طرح هشت میزان ملودی در نوشته قبل
 
لذا بنا را بر این می گذاریم که می خواهیم با حفظ موسیقی که در نوشته قبل تهیه کردیم و اضاله کردن یک بلوک چهار میزانی دیگر به گام سل مینور برویم.

هارمونی ای که در نوشته قبل برای این هشت میزان در نظر گرفته بودیم بیشتر این حالت را داشت که ملودی در این هشت میزان از سل ماژور شروع شده و راحت به سل ماژور ختم شود. اما دیگر چنین چیزی لازم نیست. در واقع دیگر لزومی ندارد که در میزان هشتم حتمآ روی سل ماژور فرود بیاییم. بنابراین در انتخاب هارمونی این 12 میزان، این موضوع را مد نظر خواهیم داشت.

چگونه مدولاسیون انجام دهیم
قبلآ در نوشته های گذشته راجع به مدولاسیون صحبت کردیم، نکته مهم آن است که باید از گام و تنالیته کنونی دور شویم و به گام و تنالیه جدید نزدیک. معمولآ آکوردی را انتخاب می کنند که در هر دو گام مبدا و مقصد یکی باشد و تا با نزدیک شدن به آن - ضمن اینکه از گام و تنالیته مبدا دور می شویم - بسادگی بتوان روی مقصد فرود آمد. این آکورد می تواند D7 باشد، اما نه لزومآ.

اما چگون کاری کنیم که بعد از رسید به D7 با آرامش بتواند روی Gm موسیقی را ادامه داد ؟
پاسخ بسیار ساده است باید محیط را برای پذیرش گام سل مینور آماده کنیم، ساده ترین حالت آن است که طوری هارمونی را اختیار کنیم که در میزان چهارم مدولاسیون روی آکورد F#dim فرود بیاییم. آکودرهای کاسته تمایل بسیار زیادی دارند که روی آکورد بزرگ یا کوچک با نیم پرده فاصله نسبت به خوشان فرود آیند. بنابراین هارمونی میزان چهارم مدولاسیون را یقینآ F#dim انتخاب می کنیم.


ملودی تغییر یافته برای طرح جدید 8 میزان اول
 
اگر خاطرتان باشد در نوشته قبل هارمونی دو چهار میزان اول را یکسان نگرفتیم، برای آنکه هدفمان این بود که می خواهیم روی G در نهایت فرود باییم. اینبار قضیه فرق دارد و می خواهیم در میزان 12 شرایط را به گونه ای رقم بزنیم که بتوان در میزان 13 روی Gm رفت.

بنابراین همانگونه که گوش ماهر هم بیشتر می پسندد دو دسته چهارتایی از میزانهای ابتدایی را با هارمونی G-G-D7-D7 اختیار می کنیم. کافی است تغییر مختصری در ملودی داده شود.

اگر دقت کنید چهار میزان اول کپی همان است که در نوشته قبل آوردیم و میزانهای 5-6 و 7 نیز تا حدی از همان سیاق نوشته قبل پیروی می کنند و تنها میزان 8 را برای زیبایی روی آکورد D7 گام سل ماژور را بصورت بالارونده با گروه بندی تریوله اجرا کرده ایم. هیچ دلیل خاصی برای اینکار نداشته ایم جز سلیقه، ممکن بود شما بعنوان آهنگساز هر حرکت دیگری را انجام می دادید.

حال برویم سراغ سه میزان باقی مانده یعنی 9-10 و 11
گفتیم میزان 12 را روی F#dim انتخاب می کنیم، بنابراین می ماند میزان های 9 - 10 و 11. آنچه در اینجا می آوریم بیشتر از آنکه قاعده و قانون باشد، تجربه وسلیقه است، اما سعی می کنم تا آنجا که ممکن است دلیل هر انتخابی را ارائه کنیم. هارمونی میزان 9 را همان G در نظر می گیریم چرا که میزان قبل D7 بوده اما سعی می کنیم از این به بعد به سوی F#dim حرکت کنیم.

نوع مدولاسیون می تواند در حد زیادی روی انتخاب هارمونی تاثیر بگذارد. شما ممکن است به یک لحظه بدون هیچ مقدمه چینی بخواهید گام را تغییر دهید، یا تنها با یک پاساژ کروماتیک و ...

آنچه ما در اینجا درنظر می گیریم استفاده از آرپژ - که در کارهای کلاسیک بسیار معمول هم است - برای مدولاسیون به سل مینور است. بنابراین نباید زیاد نگران ملودی باشیم که آیا می توان ملودی زیبایی برای این هارمونی تهیه کرد یا نه؟ تنها باید توالی آکوردها را به گونه ای انتخاب کنیم که وصل آنها خوش صدا باشد بعد بجای ملودی از آرپژ استفاده می کنیم.

G G D7 D7
G D7 D7 G
G G-Cm6 Gdim F#dim
هارمونی انتخابی جدید برای 12 میزان
 
برای نزدیک تر شدن به حال و هوای سل مینور خوب است که علاوه بر آکورد D7 یا حتی F#dim (که صدایی شبیه و نزدیک به D7 دارد) از آکورد چهارم گام سل مینور هم استفاده کنیم. (استفاده از این آکورد فضای موسیقی بیشتر به سل مینور نزدیک می کند.) و از آنجایی که می خواهیم آنرا به D7 یا F#dim وصل کنیم این آکورد را بصورت شش در نظر می گیریم یعنی Cm6. (در واقع می خواهیم این آکورد نت لا را هم داشته باشد.)

بنابراین از G در میزان نهم به Cm6 می رویم که در شکل آنرا بصورت Amb5 اجرا کرده ایم می رویم. پس از آن دو میزان دیگر داریم آخری F#dim است، می ماند میزان 11، چون آکوردهای کاسته با حرکت کروماتیک راحت به هم متصل می شوند بعد از Cm6 به Gdim می رویم و سپس به F#dim.


پیشنهادی برای آرپژهای چهار میزان مدولاسیون
 
اینکه به هرکدام از این هارمونی ها چه سهمی از هر میزان را بدهیم می تواند به ساختار آرپژهای ما بستگی داشته باشد، با کمی تمرین و امتحان کردن روی پیانو - یا هر سازی که دارید - می توانید آرپژ مورد نظر را پیدا کنید. پیشنها ما این است که می بینید.

در تهیه این آرپژها باید این نکته راتوجه داشت که حتی المقدور بتدریج کشش نتهای آرپژ باید زیاد شوند چرا که ما می خواهیم بتدریج تا میزان 12 تمپو حالت کاسته داشته باشد و روی F#dim فرود بیاییم. در واقع کاستن تمپو از جمله روشهایی است که تغییر تنالیته و گام را بسیار ساده تر می کند.

حال با این تمهیدات مشاهده خواهید کرد که به چه سادگی می توان به گام سل مینور قدم گذاشت. به ملودی اجرا شده این 12 میزان که با تمپوی آزاد اجرا شده است گوش کنید، همچنین دقت کنید که در انتهای آن پس از فرود روی F#dim چند میزانی هم ملودی در سل مینور اجرا شده است. ببینید که چقدر راحت از سل ماژور روی سل مینور موسیقی را ادامه داده ایم.

audio file نمونه موسیقی تهیه شده برای 12 میزان بعلاوه چند میزان روی سل مینور ...

می توانید نت کامل 12 میزان اجرا شده را اینجا ببینید : نت 12 میزان ملودی

یک نکته جالب
ملودی در میزان 11 هارمونی F#dim را اجرا می کند در حالی که دست چپ یا همراهی آکورد Gdim را اجرا می کند. (به نت کامل 12 میزان مراجعه کنید) نباید نگران چیز خاصی باشید، دقت کنید اگر قطعه ای خوش صدا بود خیلی خود را درگیر فرمول و قانون نکنید، هر چند هارمونی این میزان حالت پلی آکورد دارد که خیلی هم غریب نیست. در واقع اگر آنرا گوش کنید بسیار حالت پر و غنی ای دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 19:9  توسط آشیل  | 

سونات

یک تعریف ساده برای سونات می تواند به اینصورت باشد : "قطعه موسیقی که معمولآ برای یک یا دو ساز نوشته شده و در بیش از یک موومان اجرا می شود". اما فرم و نحوه تنظیم سونات از قرن هفدهم تا کنون در مقاطع مختلف زمانی دستخوش تغییرات بسیاری شده است که سعی می کنیم در این نوشته به توضیح آن بپردازیم.

ریشه و مبدا پیدایش
سونات یا در واقع همان سوناتا (Sonata) از ریشه لاتین - ایتالیایی به معنی صدا دادن و نواختن (to sound , to play) است که در موسیقی برای قطعه ای بکار برده می شود که شما در آن تضاد را می توانید احساس کنید.
Franz Josef HaydnFranz Josef Haydn , 1732-1809
این اصطلاح موسیقی در قرن هفدهم هنگامی که بتدریج موسیقی آوازی (Vocal) از موسیقی سازی (Instrumental) جدا شد، مورد استفاده قرار گرفت. پیش از دوران کلاسیک از این اصطلاح برای بسیاری از فرم های موسیقی بدون کلام استفاده می شد، به همین دلیل نوعی ابهام در درک از معنی و مفهوم سونات در این دوره ها مشاهده می شود که به تدریج با پیداش و گذر دورهای مختلف موسیقی، سونات شخصیت خاص خود را پیدا کرد و به آنچه ما امروز می شناسیم تبدیل شد.

پایه گذاری فرم سونات در دوران کلاسیک آنقدر محکم و دقیق انجام گرفت که بتدریج در دوران رمانتیک این فرم توانست مبدا پیدایش انواع فرمهای موسیقی ارکسترال و کنسرتی - مانند سمفونی - شود. از جمله اولین آهنگسازان بزرگی که بنای سونات به معانی امروزی را پایه ریزی کردند می توان به هایدن، موتزارت و بتهوون اشاره کرد.

فرم های دوتایی و سه تایی
برخی از سونات ها دارای بخشهای دو قسمتی هستند (دقت کنید نه به معنای دو موومان) ، به اینصورت که در قسمت اول موسیقی، آهنگساز پس از جا انداختن یک گام مشخص به سمت گام جدیدی مدولاسیون می کند و در قسمت دوم از گام جدید به گام اولیه باز می گردد و آن بخش از موسیقی را به پایان می رساند.

به فرم نوعی از موسیقی که این حالت در آن رعایت می شود، فرم دوتایی یا Binary گفته می شود، معمول بر این است که از لحاظ اندازه این دوقسمت با یکدیگر مساوی باشند. دقت کنید که فرم Binary ممکن است در یک یا چند موومان و یا حتی بخشی از یک موومان اجرا شود.

در بسیاری دیگر از موارد نیز آهنگساز ترجیح می دهد تا برای ساخت سونات از ساختارهای سه بخشی استفاد کند که در اینصورت بخش اول را عینآ و یا با تغییر مختصری پس از قسمت دوم می آورد، به این فرم، فرم سه تایی یا Ternary گفته میشود.

مدولاسیون
مدولاسیون برای فرار از یکنواختی و همچنین ایجاد تضاد جزء جدا نشدنی سونات محسوب می شود. در فرم های استاندارد، اگر سونات در یک گام بزرگ شروع شود هنگام مدولاسیون به گامی بزرگ در فاصله پنجم پایه می رود و اگر گام اصلی کوچک باشد به گام بزرگ نسبی مدولاسیون می شود. بنابراین برای مثال اگر قسمت ابتدایی سونات در دو ماژور باشد به سل ماژور مدولاسیون می گردد و اگر در دو مینور باشد به می بمل ماژور.

لزومی ندارد که آهنگساز به یکباره عمل مدولاسیون را انجام دهد و یا اینکه تنها همین دو مدولاسیونی را که از آنها نام بردیم بکار ببرد. ممکن است آهنگساز در میان قسمتها نیز مدولاسیون های کوچک انجام دهد. بعنوان مثال ممکن است از دو ماژور برای مدت کوتاهی به ر بمل ماژور برود، سپس به ر ماژور و پس از آن تازه به گام فاصله پنجم یعنی سل ماژور.

مثال دیگر سونات پاتتیک بتهوون است که در آن آهنگساز قبل از رفتن به می بمل ماژور به دو ماژور می رود و سپس به دو مینور بازگشته به می بمل ماژور می رود.

کنتراست و تضاد
آهنگساز در عین استفاده از غالب های دوتایی و یا سه تایی، باید مد نظر داشته باشد در موسیقی او یک بخش شرح اولیه (exposition)، یک قسمت بسط و توسعه که در تضاد با قسمت اول است (development) و در نهایت یک قسمت تکرار و یادآوری اولیه (recapitulation) گنجانده شده باشد.

در قسمت توسعه (development) معمولآ ایده های موسیقی اصلی با حالتی متضاد از لحاظ ریتم، ملودی و ... اولیه نوشته می شود. در این قسمت آهنگساز می تواند برخلاف اکسپوزیشن با تنالیته بازی کند، چرا که نیازی به تلقین آن به شنونده را ندارد.

از نکات بارزی که در development باید رخ دهد آن است که موسیقی باید به نقطه اوج خود یا همان Climax برسد. آهنگساز می تواند در development نیز از تکرار استفاده کند و سپس در قسمت recapitulation به یادآوری تم اولیه سونات بپردازد.

به تضادهای ریتمیک و فضاسازی های متفاوت میان این قسمتها از سونات آپاسیوناتای بتهوون دقت کنید :

audio.gif Allegro audio.gif Andante audio.gif Allegro

قسمت های دیگر
سلیقه یک آهنگساز ممکن است باعث شود تا به یک سونات قسمتهایی مانند مقدمه و یا برگشت های بزرگی از نوع کدا (Coda) هم اضافه شود. وظیفه مقدمه آشنا سازی شنونده با تنالیته بدور از تمپوی قسمت اکسپوزیشن و یا تم اصلی قطعه است.

نکته ای که در انتها باید به آن اشاره شود آن است که مواردی که در بالا به آنها اشاره شد اصول و قالب اولیه تهیه یک سونات هستند و آهنگساز ممکن است با توجه به سلیقه خود هر مقدار که بخواهد از چهارچوب اولیه خارج شود.

سونات آلگرو
بسیاری از سوناتهای زیبای موتزارت و بتهوون که ما می شناسیم (همچنین بسیاری از سمفونی ها) حالت سونات آلگرو دارند. پایه گذار اصلی این فرم موسیقی هایدن است و بصورت کلی به چهار بخش اصلی تقسیم می شود.

1- مقدمه : معمولآ تمپوی آرام دارد و ممکن است از تعداد کمی میزان (حتی صفر به معنی نداشتن مقدمه) تا بخش قابل توجهی از موسیقی را بخود اختصاص دهد. مقدمه معمولآ برای آشنایی گوش شنونده با کلید اصلی است اما این امکان هم وجود دارد که آهنگساز برای اتصال آن به کلید اصلی، توجه بیشتری به گامی که در فاصله پنجم کلید اصلی دارد را داشته باشد.

هیچ دلیلی وجود ندارد که آهنگساز تم هایی را که در مقدمه استفاده می کند در قسمت های بعدی دوباره مورد استفاده قرار دهد، در واقع انجام این کار بندرت توسط آهنگسازان مشاهده شده است.

استفاده از مقدمه برای یک سونات وزن موومان را بالا میبرد، مقدمه یک سونات در تکرارهای داخلی آورده نمی شود و تنها ممکن است آهنگساز آنرا در کدا (Coda) دوباره تکرار کند.

audio.gif قسمتی از مقدمه در دو مینور

2- Exposition : همانطور که قبلآ هم اشاره کردیم تم اصلی و مواد اولیه برای موسیقی در این قسمت آورد می شود. در سوناتها آلگرو این قسمت باتموپوی آلگرو - یا نزدیک به آن - اجرا می شود و معمولآ از سه قسمت کوچکتر تشکیل شده است که می توانند تکرار هم داشته باشد.

اول از همه قسمتی است که در آن موضوعی مطرح می شود. این موضوع در کلید اصلی موسیقی قرار دارد و شامل یک یا بیشتر تم است.

قسمت دوم مسیر گذر به گام جدید است. این قسمت ممکن است شامل یک پاساژ برای رسیدن به پل (Bridge) باشد که در آن مدولاسیون انجام می شود.

و بالآخره قسمت سوم که بخش پایانی نام دارد و هدف آن تاکید بر روی گام جدید است، آهنگساز آزاد است که از مواد ملودیک قبلی استفاده کند و یا تم های جدیدی را معرفی نماید.

audio.gif قسمتی از Exposition در دو مینور

3- Development : این قسمت معمولآ با همان گامی که اکسپوزیشن در آن تمام شده است شروع می شود و آزاد ترین قسمت سونات محسوب می شود. آهنگساز می تواند به هر مقدار که بخواهد مدولاسیون انجام دهد و از هر تعداد تمی که بخواهد در آن استفاده کند. محدودیتی در تعداد میزانها ندارد و تمپوی آن معمولآ نزدیک به آندانته (Andante) انتخاب می شود.

قسمت بسط و توسعه می تواند فراز و نشیب های زیاد در ریتم، ملودی و دیگر المانهای موسیقی داشته باشد و همانطور که گفتیم Climax موسیقی در اینجا باید رخ دهد. مجموعه عواملی که بر شمردیم بعلاوه تمپوی پایین تضاد قابل ملاحظه ای را میان این قسمت و دو بخش اطراف خود ایجاد می کند. به قسمتی از این بخش Development آپاسیوناتا گوش کنید :

audio.gif قسمتی از Development در می بمل ماژور

4- Recapitulation : در این قسمت آهنگساز به تکرار و یادآوری قسمت Exposition می پردازد. ممکن است تغییراتی هم در آن اعمال کند اما آنقدر نیست که شنونده نتواند متوجه شود که این همان قسمت اول سونات است. به بخشی از Exposition سونات آپاسیوناتای بتهوون گوش کنید :

audio.gif قسمتی از Recapitulation در دو مینور

همانطور که اشاره کردیم ممکن است آهنگساز در انتهای Recapitulation از یک برگشت بزرگ به ابتدا استفاده کند و یا نه در صورت نیاز قطعه را به گونه ای به اتمام برساند که برای اتصال به موومان بعدی آماده شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 15:35  توسط آشیل  | 

بیاید موسیقی بسازیم

، سعی می کنیم طی چند نوشته بدون آنکه خود را درگیر مسائل پیچیده تئوری نماییم، با حداقل معلومات تئوری روشی را برای اینکار ارائه کنیم. در این نوشته با ذکر یک مثال کوچک به بیان ایده کلی می پردازیم و در نوشته های آینده سعی در تهیه قطعات بلند موسیقی خواهیم کرد.

استفاد از هارمونی یکی از متداول ترین روشها برای ساخت موسیقی است. حتی اگر هیچ ملودی یا موتیف خاصی در ذهن شما نباشد می توانید از این روش برای ساخت موسیقی استفاده کنید، بطوریکه پس از مدتی تمرین و بدست آوردن مهارت می توانید زیباترین قطعات موسیقی را بسازید

تهیه طرح اولیه
برای اینکار باید ابتدا طرح ساده ای از چهارچوب موسیقی و قالب هارمونیک آن تهیه کنیم و بتدریج به بسط و توسعه آن بپردازیم

برای سادگی در ابتدا فرض را بر این می گذاریم که قرار است تا قطعه بسیار کوتاهی در هشت میزان تهیه کنیم. این اندازه معمولآ برای بیان جملات موسیقی یا مقدمه یک قطعه بزرگ کافی است.

ابتدا تنالیته و گام موسیقی را انتخاب می کنیم، بعنوان مثال سل ماژور. رسم بر این است که برای تهیه موسیقی آنرا به بلوک هایی تقسیم می کنند. معمولآ کوچکترین بلوک و واحد های چهارمیزانی است، بنابراین مطابق جدول شماره یک، قطعه خود را به دو واحد چهار میزانی تقسیم می کنیم.
ابتدا تنالیته و گام موسیقی را انتخاب می کنیم، بعنوان مثال سل ماژور. رسم بر این است که برای تهیه موسیقی آنرا به بلوک هایی تقسیم می کنند. معمولآ کوچکترین بلوک و واحد های چهارمیزانی است، بنابراین مطابق جدول شماره یک، قطعه خود را به دو واحد چهار میزانی تقسیم می کنیم.

دو دسته چهار میزانی در اختیار داریم که طی آن باید موضوعی ملودیک مطرح شود و سپس پایان یابد. چهار میزان اول را برای بیان تم و چهار میزان بعدی را برای گسترش و خاتمه دادن آن در نظر می گیریم. 
  ساده ترین هارمونی که می تواند برای اینکار انتخاب شود همان است که در جدول شماره یک آمده است. شما ممکن است ایده های دیگری داشته باشید، اما آنچه ما در اینجا مثال می زنیم از جمله ساده ترین حالت ها است و هدف آن است که نشان دهیم لزومی ندارد که برای تهیه یک موسیقی از هارمونی پیچیده استفاده کنیم.

G G D7 D7
G G D7 D7

جدول شماره ۱

G G D7 D7
G G D7 G
جدول شماره ۲

تهیه ملودی
فرض می کنیم که هیچ ایده موسیقی یا موتیفی در ذهن نداریم که بخواهیم برای تهیه موسیقی از آن استفاده کنیم. در اینگونه موارد کافی است که بجای ایده موسیقی یک ایده ریتمیک اختیار کنید. شما در انتخاب ایده ریتمیک بسیار آزاد هستید، استفاده از شکل هندسی نتها خود می تواند به تهیه ملودی زیبا کمک کند.

ایده ریتمیک برای تهیه ملودی

موتیف ریتمیکی که ما در اینجا انتخاب کرده ایم برای هر میزان به دو قسمت تقسیم شده که دو قسمت تضاد زیادی با یکدیگر دارند. در قسمت اول آرامش وجود دارد و در قسمت دوم تحرک. به شکل توجه کنید.


ملودی بر اساس هارمونی برای هشت میزان

حال کافی است بر پایه همین ایده ریتمیک و با توجه به هارمونی هر میزان نتهایی را کنار هم قرار دهیم. بدیهی است به هنگام در کنار هم قرار دادن نتهای موسیقی، جدای از سلیقه باید برخی موارد رعایت شود. به نمونه ای که در اینجا تهیه شده است دقت کنید تا راجع به آن بیشتر صحبت کنیم.
: دقت کنید که برای تهیه ملودی اولیه شما نیازی به داشتن ساز ندارید و به راحتی می توانید با مواردی که در اینجا به آنها پرداختیم ملودی اولیه خود را بنویسید و سپس با اجرا روی ساز مشکلات احتمالی آنرا رفع کنید. شک نداشته باشید پس از کسب مهارت لازم دیگر نیازی به در دسترس بودن ساز برای تهیه موسیقی نخواهید داشت.          
(پایان قسمت اول)
 
 
 
 
 
حالا چند عکس از ارکستر سمفونی های معروف جهان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
       (منبع تمامی مقالات مربوط به گفتوگوی هارمونیک میباشد.)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 12:37  توسط آشیل  |